skip to main
|
skip to sidebar
Half Forgotten Dream
Saturday, October 22, 2011
نه خانه ای در آتش می سوخت
و نه کودکی را به خاک سپردیم
گریستن ما اتفاقی بود ...
Friday, September 09, 2011
در انتهای شب
نوری نبود
ما کشیدیم اش
نقشی که جان گرفت
Wednesday, September 07, 2011
خاطره بی بازگشت
قدیس در گذر
راه زن شب های بی باران
برای تو صبر کردم
تمام عمر کالم را
چیز دیگری می خواستی ؟
سنجاقک
مانده بین زمین و آسمان
بی هیچ تکانی
چیزی یادش آمده ؟
دل تنگی هایم را که باران شست
برایت حرف می زنم
سکوت های بی پایان بینش را
پیشاپیش ببخش
رقصیدنت را حتما" تماشا می کنم
ولی نمی مانم
کسی منتظرم است
تو هم که عاشق زیاد داری ...
قایقی کاغذی
لرزان روی آب
چهار شعله خاموش چهار طرفش
دریغ از یک خاطره
Older Posts
Home
Subscribe to:
Posts (Atom)
Home
My Yahoo360
Rss
About Me
Dyonisus
View my complete profile
Friends
قهوه گردی
نقطه سر خط
Followers
Blog Archive
October
(1)
September
(9)
March
(1)
January
(1)
February
(1)
January
(1)